السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
483
تفسير الميزان ( فارسي )
است كه البته انجيل نازل از ناحيه خداى تعالى يك انجيل بوده نه چهار تا ، و نصارا هر چند نمىدانند چيست و آن را به رسميت نمىشناسند ، ليكن در كلمات رؤساى ايشان جسته و گريخته اعترافاتى يافت مىشود كه مسيح ع كتابى داشته به نام انجيل ، از آن جمله در رساله اى « 1 » كه بولس به اهل غلاطيه نوشته ، در اصحاح اول آمده : كه من تعجب مىكنم از اينكه شما اينچنين به سرعت از آنچه مسيح شما را دعوت مىكند به آن كه خود نعمت مسيح است ، به سراغ انجيل ديگر مىرويد با اينكه آن در حقيقت انجيلى ديگر نيست ( يعنى انجيل واقعى نيست ) بلكه مشتى افراد پيدا شدهاند كه شما را به زور و اجبار وادار مىكنند به اينكه آنچه آنان تحريف كردهاند بپذيريد . نجار هم در قصص انبيا به آنچه ما از رساله بولس نقل كرديم و به مواردى ديگر از كلمات وى كه در رساله هاى او يافته ، استشهاد كرده است بر اينكه معلوم مىشود غير از انجيلهاى چهارگانه معروف ، انجيل ديگرى بوده به نام انجيل مسيح . و قرآن كريم با اين حال خالى از اين اشعار نيست كه بعضى آيات واقعى و حقيقى تورات نزد يهود موجود بوده و همچنين بعضى از قسمتهاى انجيل واقعى و حقيقى نزد نصارا موجود بوده است و اين اشاره از آيات زير به خوبى استفاده مىشود : « وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّه » « 2 » ، « وَمِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ ، فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِه » « 3 » ، كه دلالت اين آيات بر مدعاى ما روشن است . بحث تاريخى 1 - سرگذشت تورات فعلى : بنى اسرائيل كه نواده هايى از آل يعقوبند در آغاز يك زندگى بدوى و صحرانشين داشتند و به تدريج فراعنه مصر آنان را از بيابانها به شهر آورده ، معامله نوكر و كلفت و برده با آنان كردند ، تا در آخر خداى تعالى به وسيله موسى ع از شر فرعون و عمل ناهنجار او
--> ( 1 ) رساله بولس . ( 2 ) چگونه يهود سر به حكم تو فرمود آرند با اينكه تورات نزد ايشان بود و در آن حكم خدا وجود داشت ولى آن را نپذيرفتند . « سوره مائده ، آيه 43 » . ( 3 ) ما از آنها هم كه گفتند : ما نصارائيم پيمانشان بگرفتيم ولى مقدارى از آنچه به ايشان تذكر داديم فراموش كردند . « سوره مائده ، آيه 14 » .